مير سيد شريف راقم سمرقندى
113
تاريخ راقم ( فارسى )
تاريخ ابو الغازى عبيد اللّه محمد خان دين پرور * به حمد الله كه شد جايش قرار مسند خانى معين دين پيغمبر شد و گرديد تاريخش * « معين دين عبيد الله بن محمود شيبانى » « 1 » ملّا محمد صالح مفتى كه از ولايت كرمينه است و در علم فقه متفق عليه فضلاست اين تاريخ را در جلوس خان به توقيع قبول رسانيده . تاريخ جلوس خان غازى را خرد گفت * به ابناى زمان « خان جهانگير » و در همين تاريخ 940 خاقان ظفر نشان عبد اللّه بهادر خان از مشيمهء غيب در مهد ظهور آمد . آرى قدم گرم از شهرستان عدم به عرصهء عالم وجود نهاده ، آباى علوى را فرزندى به اين فرخندگى از امّهات سفلى نزاده و آثار نسيم فيض شميم طفل غنچه را از لحاف حرير زمرّدى به صد شكفتگى بيدار كرده و قدوم مبارك لزوم ميمنت ملزومش ماوراء النهر را چون بهار ارم به خرمى پرورده گويند والد او اسكندر خان را بخدام ذوى الاحترام سلطان الاوليا غوث الاتقيا حضرت مغفورى مولانا خواجهگى كاسانى قدّس سرّه سر ارادت و اخلاص بوده و خان سعادت نشان را به دامن تربيت آن حضرت انداخته استدعا دعا نموده و از آنجا رقم دولت در ناصيهء احوال باطنش به آن حضرت از هرچه ظاهر مىنمود بعد از فاتحهء فايحه فرمودند كه اين كودك بزرگ نشان ، صاحبقران و پادشاه عظيم الشأن خواهد شد . در آن ساعت على الفور از ميان مبارك قورى كه از موى اشتر داشتند در كمر آن شير دل مستحكم بستند . از روى التفات چنين فرمودند كه بعد از فوت براق خان تاشكندى دولت و سلطنت در خاندان تو قرار خواهد يافت . الحق بعد از فوت او فتح و نصرت بىاندازه از عالم غيب روى نمودن گرفت و اين واقعه در عهد سلطنت خان رفعت و منزلت دستگاه عبيد الله خان است و در همان زمان بسى از كاملان و فاضلان و دانشمندان در سلك امام عظام انتظام دارند خصوصا كرامت آثار ملاذ الابرارى حضرت خواجه حسن نثارىاند . مشار اليه جمال شاهد نسب را با نور حسب آراسته داشت و قامت رعناى اصالت را از قباى مابقاى فضيلت پيراسته مىداشت ولادت فرزند قرة العين كه نور بصر آن نيك سير بود در دوم شهر صفر 942 در اول صبح چون خورشيد انور طلوع نموده
--> ( 1 ) . در اين سلسله « محمود » نام نداريم ، ظاهرا محمود سلطان است .